تبليغاتX
مسمار

دیروز از میدان فردوسی که به سمت انقلاب راه افتادم فقط چشمم به این بود که آیا از این دوستان سبز که در طول چند روز گذشته مدام از طریق رسانه‌های مستقر در اسرائیل و آمریکا و اروپا تهییج به شرکت در این مراسم می‌شدند خبری هست یا خیر. شنیده‌بودم که هر شب از طریق رسانه‌های مذکور روش شرکت در مراسم به دوستانمان آموزش داده می‌شد. زیر پل کالج که رسیدم گروهی از ملت رو به جمع قلیلی-که چون در محاصره بودند من هیچکدام را ندیدم- کرده بودند و شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر منافق و اینها می‌دادند. کمی جلوتر هم دو خانم چادری که پارچه‌ی سبز به انگشتانشان بسته بودند کاغذی در دست داشتند با این مضمون که از خون‌ریزی در هر کجا(چه غزه، چه لبنان و چه ایران) بیزارند که البته(به خاطر شباهت به سایرین) کسی بهشان توجهی نداشت. به دلم صابون زدم که تا انقلاب احتمالاً کلی از این دوستان را بی‌واسطه می‌بینم. امّا دریغ از یک نفر دیگر. با نا امیدی رفتم داخل دانشگاه و بعد از نماز که دو تا از رفقایم را دیدم و تازه متوجّه شدم که اصل قضیه را از دست دادم! گویا دو-سه هزار نفری از دوستان سبز که آمده بودند درگیری مختصری ایجاد کرده بودند و در عوض باتوم‌هایی که از مأمورین نیروی انتضامی -که اکثراً کادر کلانتری‌ها و بدون آن لباس‌های مخوف بودند- خورده بودند، سنگ و آجر حواله‌ی کلّه‌ی نمازگزاران کرده بودند و موفق به شکستن چندین سر از ۲۴ میلیون کودتاچی شده بودند و درنهایت برخی از مؤمنین و مؤمناتشان برابر آب‌خوری‌های پارک لاله صف بستند و پس از تجدید قوا از خدمت نمازگزاران مرخص شدند.

امّا چیز جالبی که من دیدم پلاکاردهای مرگ بر اسرائیل بود که با قلم‌های سبز رنگ روی کلمه‌ی اسرائیل خط کشیده شده بود و جای آن روسیه را نوشته بودند. ۳۰ سال است ملت ما به غول مرحله‌ی آخر رسیده است آن‌وقت هنوز هستند عده‌ای که در عهد فتح‌علی شاه قاجار به سر می‌برند! البته به نظر می‌رسد که چنین هم نباشد. راز مرگ بر روسیه و چین گفتن این‌ها را باید در پاک کردن نام مراد و ولی نعمتشان از رو پلاکاردها جست...

نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 |

امسال هم علی السویه ان شاء الله در مراسم روز قدس شرکت خواهم کرد لکن تمام هفته ذهنم مشغول این بود که آیا طبق روال چند نماز جمعه‌ی اخیرِِ آقای هاشمی، در نمازجمعه شرکت نکنم یا اینکه طبق روال قدیم‌ترم نماز را بخوانم و در منزل دوباره اعاده کنم که دیروز فهمیدم که خود آیت الله مشکل را حل کرده و در نماز شرکت نخواهد کرد. پس ان شاء الله با تمام قوا در مراسم راهپیمایی و تظاهرات شرکت خواهم کرد.

پ.ن: آرمان رهایی قدس قلب تپنده‌ی جهان اسلام و راز پویایی و ظلم ناپذیری و مبارزه با کفر و ظلم ملت‌های مستضعف دنیاست. اینقدر این مساله مهم و تکلیف ما در این باب خطیر است که به زوزه‌های سگ‌های همیشه وفادار لیبرالیزم و صهیونیزم وقعی نگذاریم.

نوشته شده توسط محمّد علی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 |

در بحبوحه‌ي تجاوز رژيم صهيونيستي به غزه و كشتار بي‌رحمانه‌ي مردم، در بسياري از رسانه‌ها و شخصيت‌ها شاهد رفتاري منفعلانه، خنثي و حتّي بعضاً متمايل به طرف متجاوز بوديم. اين در حالي بود كه مقامات جمهوري اسلامي به شدّت عليه اين تجاوز موضع‌گيري كردند و صدا و سيما به طور گسترده مشغول پوشش اين واقعه و يكه تاز به تصوير كشيدن جنايات صهيونيست‌ها در دنيا بود. در همين گير و داد، بحث ناصبي و دشمن اهل بيت-عليهم السلام- بودن مردم فلسطين مطرح شد و با بيان شدن اين مطلب از جانب يكي از علماء معروف، حرارت اين قضيه در جامعه به اوج خود رسيد و رسانه‌هايي كه در شروع اين حمله عملكرد تأمل برانگيزي داشتند و حتي شبكه‌هاي ماهواره‌اي خارج از كشور از شبكه ترويج مهدويت مستقر در ايالات متحده(سلام) تا ساير شبكه‌ها با آب و تاب به اين قضيه پرداختند(كه البته خبري كذب بود). در ادامه رسانه‌هاي مذكور به خبر كشتار شيعيان پاراچنار پاكستان توسط سنّي‌هاي تند رو پرداختند. البته اين كشتار از مدّت‌ها قبل از آن در پاكستان شروع شده بود، امّا پوشش گسترده‌ي اين خبر در جريان جنگ غزه وهمزمانْ اعتراض به دوگانگي سياست‌هاي نظام در كشتار مسلمانان و كشاندنِ بحث به قضيه‌ي شيعه و سني و اينكه اين مظلومان شيعه اگر از آنها بيشتر نباشند قطعاً كمتر نيستند و همچنين تلاش در جهت هم مسلك نشان دادن مسلمانان فلسطين با قاتلان پاراچنار مسأله‌ي قابل توجه اين بحث بود.

اخيراً در استان سين كيانگ چين، بين مردم مسلمان اين استان و نيروهاي دولتي چين درگيري‌هايي به وجود مي‌آيد كه باعث كشته و زخمي شدن شماري از مسلمانان و بازداشت گروهي ديگر توسط نيروهاي دولتي مي‌گردد. صدا و سيماي جمهوري اسلامي اين خبر را مانند ساير درگيري‌هاي داخلي ديگر كشورها منعكس مي‌كند. دوباره سر و كله‌ي دلسوزان اسلام و مسلمين پيدا مي‌شود. حمايت اينبار ايشان (ظاهراً) از ايغورهاي مسلمان نشان مي‌دهد كه رفتارشان ناشي از تعصبات شيعي نيست، بلكه نيت‌هايي فراتر از آن دارند. اين بار هم اين خبر بهانه‌اي مي شود جهت تخطئه‌ي سياست‌هاي نظام در حمايت از فلسطين و تهاجم به موضع‌گيري‌هاي نظام در قبال مسأله قدس.

پ.ن: اينكه آيا وزارت خارجه در مورد سركوب مسلمانان در ساير كشورها كوتاهي مي‌كند يا خير بحث جداگانه‌اي مي‌طلبد كه در اين جا نمي‌گنجد. «العاقل بالاشاره»

نوشته شده توسط محمّد علی در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 |
چند روز پیش مطلبی با عنوان نستله ايران در دام توطئه رقيبان رو در یکی از سایت های خبری معروف دیدم. گفتم بذار ببینیم واقعا قضیه از چه قراره. برای همین یه کم به خودم فشار آوردم و یه سرچ ....


ادامه مطلب رو بخونید!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 |
1- کدام پیروزی؟

2- مسئول اطلاع رسانی حماس در تهران: شایعه توهین حماس به امام حسین(ع) توطئه دشمنان اسلام است

3- حکایت حماس، امام حسین، یزید و ساده لوحی برخی از ما

4- فلسطینیها شافعی هستند، نه ناصبی


احتمالا تاكنون ايميل شركت در راي گيري پيرامون حمله اسرائيل به غزه و اينكه از  فلسطين حمايت مي كنيد يا اسرائيل به دستتان رسيده است. اين راي گيري در سطح جهان است و در لينك زير انجام مي شود.

http://www.israel-vs-palestine.com/gz/?home
اما جدا از راي گيري، آمار اين راي گيري كه در لينك زير قرار دارد نكات جالبي را بيان مي كند
http://www.israel-vs-palestine.com/gz/?stats


(تا اين لحظه كه من اين ايميل را مي نويسم يعني دوشنبه 30 دي ماه (19 ژانويه) ساعت 20:42)

1-  1ميليون و 105هزار نفر در اين راي گيري شركت كرده اند كه از اين تعداد 627 هزار نفر (معادل 56.8) به فلسطين و 478هزارنفر(معادل 43.2) به اسرائيل راي داده اند.
2- بيشترين مجموع آرا از امريكا و اسرائيل (مجموعا 401 هزار نفر) است و ايران با حدود  8500 نفر در مكان 23 ام است. (با احتساب مكان نامعلومي ها)
3- در بين 20 تاي اول فقط مردم امريكا و اسرائيل و كانادا و مكان نامعلوميها بيشتر از اسرائيل حمايت كرده اند.
4- از ميان 478هزار راي اسرائيل 350 هزار راي متعلق به مردم امريكا و اسرائيل است.
5- از 179 هزار اسرائيلي 7هزار نفر به فلسطين راي داده اند.
6- 8هزار ايراني به فلسطين و 544 تا به اسرائيل راي داده اند. (1به 15)
7- درصد آراي مردم كشورهايي چون عربستان، مصر و اردن (موضع حاكمان آنها را به ياد بياوريد)  به فلسطين از ايرانيان بيشتر است. (مجموعا 171هزار به فلسطين و 1157 به اسرائيل ( 1 به 148))
8-  مردم كشورهاي اردن، عربستان، امارات، قطر و كويت با جمعيت كمشان بيشتر از ايرانيان 70 ميليوني در اين راي گيري شركت كرده اند. (البته از آنجا که در زمان امتحانات دشمنان اسلام و مسلمین آتش بس می دهد می توانید بعد از امتحانات رای بدهید !!!)

نوشته شده توسط محمّد علی در پنجشنبه سوم بهمن 1387 |



ملت ما بلكه ملت هاى اسلامى و مستضعفان جـهـان مـفـتـخـرنـد بـه اين كه دشمنان آنان كه دشمنان خداى بزرگ و قرآن كريم و اسلام عـزيـزند، درندگانى هستند كه از هيچ جنايت و خيانتى براى مقاصد شوم جنايتكارانه خود دست نمى كشند و براى رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمى شناسند و درآنـان آمـريـكـا ايـن تـروريـسـت بـالذات ، دولتى است كه سرتاسر جهان را به آتش كـشـيـده و هـم پـيـمـان او صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود جناياتى مـرتـكـب مـى شـود كـه قـلم هـا از نـوشـتـن و زبـان هـا از گـفـتـن آن شـرم دارنـد و خـيـال ابـلهـانـه اسـرائيـل بزرگ ، آنان را به هر جنايتى مى كشاند.(1)


1) وصيت نامه ي سياسي الهي امام خميني-رضوان الله عليه-
نوشته شده توسط محمّد علی در جمعه پنجم مهر 1387 |

اينى كه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم! اين حرف درستى نيست؛ حرف غيرمنطقى‏اى است. مگر مردم اسرائيل كى‏هايند؟ همان كسانى هستند كه غصب خانه، غصب سرزمين، غصب مزرعه، غصب تجارت به وسيله‏ى همين‏ها دارد انجام ميگيرد. سياهىِ لشگرِ عناصر صهيونيسم، همين‏هايند. نميشود ملت مسلمان نسبت به افرادى كه اينجور عامل دست دشمنان اساسى دنياى اسلام هستند، بى‏تفاوت باشد. نه، ما با يهودى‏ها هيچ مشكلى نداريم، با مسيحى‏ها هيچ مشكلى نداريم، با اصحاب اديان در دنيا هيچ مشكلى نداريم؛ اما با غاصبان سرزمين فلسطين چرا؛ مشكل داريم. غاصب هم فقط رژيم صهيونيستى نيست. اين موضع نظام است، اين موضع انقلاب است، موضع مردم است.
نوشته شده توسط محمّد علی در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 |

ما همه بی غیرتیم آینه در کربلاست...خواهر کوچک فلسطینی ام ما راببخش..! 

دلم گرفته...

برای مرکا

دختر یهودی

 شهر ک اسراییلی نشین

معالیه

که ۲۵ سال است

نه پدر دارد و نه مادر

ولی خاخام های صهیونیستی

بد جور هوایش را دارند!

دلم گرفته ...

برای کارا مصطفی

دانشجوی علوم سیاسی

که جوانان ناسیونالیست آلمانی

۲ گوش و ۱ چمشش را از او گرفتند

تا مادرش

 صفیه خانم

در استامبول سکته کند!

دلم گرفته...

برای شیخ صالح

امام جماعت شیعه منطقه صعده یمن

که ۱ ماه است

از زندان آزاد شده

به شرطی که فقط نماز بخواند

و نام اهل بیت(علیهم السلام) را به گور ببرد!

دلم گرفته...

برای اوکیناوا

که تنها در اتاق نشیمن نشسته

و چشم هایش به در خیر مانده

تا چه وقت اهالی خیابان اوزاکا بفهمند

 پیرمرد همسایه

۲ هفته است که مرده!

دلم گرفته...

برای عزیز الله

چوپان ۳۰ساله هراتی

که آدم بی دست و پایی است!

ازبس که هر روز

روی مین می رود!

دلم گرفته...

برای سوزانا

که شبها با سگ پیرش

در زیر پل می خوابد

و روزها برای چند سنت سکه

در مترو یی نزدیک برج های دوقلو

گدایی می کند

همانی که ۱۶سال

مدل عکاسی

سایت های پ/و/ر/ن/و بود!

دلم گرفته....

برای راغب موسوی

طلبه جوان عراقی

که خبر ندارد

روز اربعین

وهابی ها

حوزه علمیه شان

را منفجر خواهند کرد

و او ...

تنها شهید این فاجعه خواهد بود!

دلم گرفته...

برای انریکو

پسر ۶ساله سیسیلی

که سه سال است

پدرش ستوان روسینی

 گم شده!

و او هر روز از مادرش می پرسد

مامی مافیا یعنی چی؟

دلم گرفته...

برای دنی ۱۳ ساله

بچه محله فقیر نشین

سن سن دو نی پاریس

که صبح تاشب

 در منطقه اعیان نشین بلویل

دودکش خانه ها را پاک می کند

تا مادرش مجبور نشود

مثل زن همسایه

هفته ای ۳بار خود فروشی کند!

 دلم گرفته...

برای حنانه ۵ ساله

دختر شهید عثمان هادی

که از نوار غزه

به جای لالایی و قصه شب

۲۴ساعته

آهنگ بد صدای

شلیک گلوله

انفجار

ضجه

و مرگ را می شنود!

دلم گرفته...

از این همه درد

و درد،درد است

هر جای دنیا که باشد...



لینک اصلی

نوشته شده توسط محمّد علی در سه شنبه یازدهم تیر 1387 |

مهم نیست...

شناسنامه ات صادره از کجا باشد؟

وقتی شهرک صدر دارد می سوزد!

مهم نیست...

شناسنامه ام صادره از کجا باشد؟

وقتی دارم با این فاجعه می سازم!

حسان برادر نادیده ام!

خانه خراب ترین شیعه قلبم!

از همین جا…همین شهر لعنتی!

که به زور می خواهند

یکی از تیم های سرخش را

قهرمان جام خلیج فارس کنند!

و یکی از تیم های لا جوردی اش را

قهرمان جام حذفی!

دارم حذف شدن تو را می بینم!

تا به برکت

حذف شدن تو!

هیلاری کلینتون صدر نشین شود!

…واشنگتن عروسیه!


شهرک صدر….!

این جا باران نمی بارد

تا ما که ترسی از هیچ کس نداریم

جز خدا

به خدا هم فحش بدهیم!

و دقیقا می دانیم امروز

برنج صدری کیلیویی چند بوده..

ولی نمی دانیم شهرک صدر کجاست؟

و تازه اگر هم بدانیم

هر هر می خندیم!

و صبح تا شب

دودستی بر سرتان می کوبیم

که عرب ها حق تان همین هست!

تا صور اسرافیل

از آن ور آبها

با بی آبرویی تمام

بگوید:

- حسین (منظورش امام سوم ماست)!

حقش بود که کشته شد

چون عرب بود

و عرب ها حق شان همین هست.

این جا باران نمی بارد

و ما به خدا فحش می دهیم!

ایضا به …!

و فکر می کنیم ابرهای باران زا

از آمریکا می آیند!

همانطور که در عراق

هر روز باران می بارد


باران خون

حسان برادر نادیده ام!

خانه خراب ترین شیعه قلبم!

می دانم و می دانی

که حافظ اهل شهرک صدر نیست!

ولی این روزها غزل هایش را عجیب

از سینه زخمی تو می شنوم

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریق ما کا فریست رنجیدن...

این ها را نوشتم

تا اگر احیانا کسی پرسید

مذهب تو چیست!

رویم بشود بگویم:

…شیعه !


با تشكر از فرياد عدالت
نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه یکم تیر 1387 |

وهنگامي فرا ميرسد كه از كودكان پرسيده شود :

به كدامين گناه كشته شده اند ؟


نوشته شده توسط محمّد علی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 |
اينجا بقيع است، ازدحام جمعيت مشتاق اجازه نمي‌دهد جلوتر بروم و قبور غريب و خراب ‌شده ائمه بقيع را از نزديك زيارت كنم. كناري مي‌‌ايستم و زيارت جامعه مي‌‌خوانم. آن سو، طنابي كشيده‌اند كه مأموران سعودي و طلبه‌هاي افغاني مقيم عربستان كه فارسي را راحت حرف مي‌‌زنند، ايستاده‌اند و مرتب پارازيت مي‌‌دهند كه كتاب‌ها را ببنديد و دعا نخوانيد و مانند رسول خدا(ص) تنها به اموات سلام بدهيد و برويد. يكي از آنها سر بحث را با يك ايراني باز مي‌‌كند و از نكوهش زن در اسلام مي‌‌گويد. زن از نظر برخي از اينها ـ اهل سنت ـ شهروند درجه دو هم نيست، حق رانندگي ندارد و به قبرستان راهش نمي‌دهند. در مساجد و مراسم هيچ ظهور و حضوري ندارد و بدتر از همه در كتاب‌هايي كه به زبان فارسي بين زوار ما پخش شده، متأسفانه در قالب آرا، احكام ساخته ‌شده وهابي‌ها، بدترين اهانت‌ها را به او مي‌‌كنند. مثلا در جايي نوشته‌اند: اگر در جلوي شما يك پالان الاغ و يك سگ سياه و يك زن ايستاده باشد و نماز بخواني، نمازت باطل است! در فتوايي ديگر مي‌‌گويند: اگر وضو داشته باشي و دست زني به تو بخورد، وضويت باطل است و بايد دوباره وضو بگيري!

سخنانش اعصابم را به هم مي‌‌زند و با اين‌كه بناي بحث ندارم، احساس مي‌‌كنم بايد پاسخش را بدهم. به او مي‌‌گويم: از نظر شما زن ناقص است؟ مي‌‌گويد: بله. مي‌‌پرسم: خدا چيز ناقص هم خلق مي‌‌كند؟ قدري مي‌‌ماند و مي‌‌گويد: بله. مي‌‌گويم: پس چرا در قرآن آمده: «الذي احسن كل شيء خلقه»؛ خدا همه چيز را در نيكوترين وجه آفريده. درمي‌ماند! مي‌‌پرسد: از نظر شما زن و مرد يكي هستند؟ مي‌‌گويم: بله. با تعجب و خنده و طعنه مي‌‌گويد: يعني تو با يك زن برابري؟ مي‌‌گويم: بله، حتي ممكن است پايينتر از يك زن هم باشم. خيلي از اين پاسخ حساب‌شده تعجب مي‌‌كند و مي‌‌خندد و مي‌‌گويد: پس حق شماست كه خودتان را از يك زن كمتر بدانيد.
از او مي‌‌پرسم: مگر زن بد است كه از مرد پايينتر باشد؟ مگر خدا چيز بد خلق كرده كه شما خود را حتي قابل برابري با آن نمي‌دانيد؟ مي‌‌گويد: ناقص‌العقل هستند! از او مي‌‌پرسم و با اشاره به قبر مطهر پيامبر(ص) و زهرا(س) كه در جوار اوست، مي‌‌گويم: پس زهرا(س) هم ناقص‌العقل بود؟ مي‌‌ماند!

يك پيرمرد ايراني كرماني به بحث مي‌‌آيد و به او مي‌‌گويد: پس مادرت هم كه پستان به دهانت نهاد، ناقص است و بد است!
به حالش تأسف مي‌‌خورم كه سطح شناختش از توحيد و معارف اسلام اين است. تازه اين اهل علم آنهاست. واي به حال عوامي كه وقتي صحبت را با آنها باز مي‌‌كني و از بدي يزيد ـ عليه اللعنه ـ مي‌‌گويي كه فرزند رسول خدا را كشت و اهل بيتش را به اسارت برد، مي‌‌گويد: خدا هر دوي آنها را رحمت كند!

پرسش ديگري از او مي‌‌كنم و مي‌‌پرسم: خدا چيز بد هم خلق كرده يا نه؟ مي‌‌گويد: نه. مي‌ پرسم: جهنم خوب است يا بد؟ مي‌‌گويد: بد. مي‌‌پرسم: جهنم مخلوق خدا هست يا نه؟ مي‌‌گويد: بله. مي‌‌پرسم: تو كه گفتي خدا چيز بد خلق نمي‌كند؟ درمي‌ماند كه چه پاسخس بدهد و بحث را به مغلطه مي‌‌كشاند و مي‌‌گويد: پس از نظر تو جهنم چيز خوبي است؟ شماها لايق آن هستيد.

از اهانتش درمي‌يابم كم آورده است. بلافاصله پرسش ديگري از او مي‌پرسم و مي‌گويم: آياخدا همه جا هست؟ مي‌گويد: بله. مي‌پرسم: جايي هم هست كه خدا در آنجا نباشد؟ مي‌گويد: نه. مي‌پرسم: خدا در جهنم هم هست يا بيرون از آن است؟ مي‌گويد: نه. خدا در جهنم نيست. مي‌‌پرسم: تو كه گفتي خدا همه جا هست؟ پس چرا حالا مي‌گويي، خدا در اين مكان نيست؟
عصباني مي‌شود و مي‌گويد: استغفرالله؛ يعني تو مي‌گويي خدا در جهنم هست؟ بعد تلاش مي‌كند از روش من استفاده كند و مي‌پرسد: حالا من از شما مي‌پرسم. بعد دو دستش را با فاصله ده سانتي‌متري روبه‌روي هم جلوي صورتش مي‌گذارد و مي‌گويد: خدا اينجا هست؟ مي‌گويم: بله. دست‌هايش را به هم نزديكتر مي‌كند و مي‌پرسد: خدا اينجا هم هست؟ مي‌گويم: بله. دست‌هايش را به سرعت در هم فرو مي‌كند و مي‌پرسد: حالا چي؟ خدا در بين دست‌هاي من هم هست؟ تا مي‌گويم بله، با عصبانيت مي‌گويد: سبحان‌الله؛ يعني خدا در ميان دست‌هاي به هم فشرده من است؟ بعد با غضب پايش را به زمين مي‌‌زند و در حالي كه به زمين زير پايش اشاره مي‌كند، مي‌‌پرسد: خدا الان زير كفش من هست يا نه؟ از درك محدود او كه با اين مثال‌هايش معلوم است، درك درستي از وجود و حضور خدا ندارد و خدا را جسم مي‌داند، تأسف مي‌خورم و احساس مي‌كنم بحث با او فايده‌اي ندارد. هرچند براي دقايقي از فيض زيارت امامانم محروم شدم، ولي در عوض خوب شد چند پرسش در جانش افتاد كه اگر اهل هدايت باشد، خدا راه را به او نشان خواهد داد.

[
يادداشت‌هاي سفر حج-دكتر غلامعلي رجايي]
نوشته شده توسط محمّد علی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 |
[این مطلب مربوط به اواخر سال قبل بود که ترجیح داده بودم نگذارم ولی نظرم عوض شد]

آنچه که امروز در جامعه در مورد وحدت دیده می شود بیشتر دیدگاه هایی افراطی و تفریطی است. از سویی گروهی از طرفداران وحدت تا جایی پیش رفتند که احساس می شود که حقانیت شیعه به فراموشی سپرده شده. تصور می کنند که باید فراموش کرد دسته ای از اعتقادات مذهبی شیعه را تا وحدت را بوجود آورد. خنده دار است! یاد خاطرات یکی از مبارزان انقلاب اسلامی افتادم که می گفت که در زندان این طرفداران مجاهدین خلق(منافقین) بدون مهر نماز می خواندند و این طور استدلال می کردند که نباید به خاطر یک تکه مهر اتحاد مسلمین را بر هم زد ! که البته دیدیم اسلام مارکسیستی! ایشان چه سر انجامی داشت. آخه بابا این چیزها که باعث تفرقه نیست ! آنچه موجب تفرقه است دامن زدن بیهوده به این تفاوت های فقهی است. کمی معقول باشیم می بینیم که هرگز دست رو هم گذاشتن هنگام نماز یا سجده بر مهر یا زیارت اهل قبور نمی تواند موجب این کینه ورزی های احمقانه باشد. حتی بعضی از حضرات در قبال قتل عام شیعه یا مسأله ی وهابیت هم به راحتی سکوت می کنند. در اینجا نکته ای را بایستی یادآور شوم. و آن اینکه از نظر فقه شیعی دو نوع برخورد با پیامبر و اهل بیتش(صلوات الله علیهم اجمعین) موجب خروج از اسلام است: غلو در قبال ایشان و اهانت و ناسزاگویی به ایشان. حال برمی گردیم به مسأله ی شیعه کُشی. دوستان وحدت جوی ما استدلال میکنند که این شیعه کُش ها که عداوت امیر المؤمنین(علیه السلام) ندارند و همچنین اعتقاد ندارند که شیعه پیرو علی(ع) است پس گناهی ندارند ! خوب این مطلب درست، اما آیا در عمل دشمنی با شیعه ی علی(ع) همان دشمنی با علی(ع) نیست حتی اگر آن عدو از دشمنی خود بی خبر باشد ؟ پس ما موظفیم به عنوان شیعه با اینها مقابله کنیم اما در عین حال باید هوشیار باشیم که این کار به اسم جنگ شیعه و سنی نباشد که این موجب تفرقه است.

اما منظور اصلی من از نوشتن این مطلب بیشتر از آنکه نزدیکی به هفته ی وحدت باشد، قرین شدن با ایامی بود که اخیرا عید الزهراء(سلام الله علیها) خوانندش. در این ایام مجالسی برگزار می شود که هرگز تناسبی با شأن اهل بیت ندارد و به اسم اهل بیت برگزار می شود و از هیچ منکر و کار غیر عرفی و دون شأن کسی که خود را شیعه ی علی(ع) می داند فروگذار نمی کنند و انگار عقده های یک ساله ی خود را خالی می کنند. جدا از این در سایت های اینترنتی و برخی از نشریات، شاهد توهین های روز افزون به نام دفاع از حریم ولایت هستیم. درست است که وظیفه ی ماست لعن بر اعداء «پیامبر و علی و فاطمه و فرزندانشان»، که «ْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمين‏» اما بیان کردن یک سری از مطالب مناسب مجالس خصوصی در عیان آن هم این طور عریان چه حاصلی می تواند داشته باشد ؟ جز اینکه به گروهی که شهادتین گفته اند و در راه اشتباه خود قاصرند نه مقصر اهانت می کنیم ؟ جز اینکه اینها را از اسلام ناب که همانا همان مکتب تشیع است دور می کنیم ؟ جز این است که تخم کینه و نفرت شیعه را در دل آنها می کاریم ؟ این مکتب، بزرگانی همچون مرحوم علامه عسکری تربیت کرده که با کار علمی و زحمات فراوان موجب مشرف شدن بسیاری از علمای اهل سنت به اسلام شده اند. حال ما با این جهل خود به ساعتی این زحمات چندین ساله را منهدم می کنیم ! ولله ما مسؤولیم در برابر زحمات این بزرگان. ولله نتوانیم جواب دهیم علی و فرزندان علی را روز قیامت و شرمنده ی ایشان خواهیم شد. مگر علی شب ها نان و خرما می برد فقط برای شیعیانش ؟ مگر دوش زین العابدین و باقر العوم و سایر حضرات پینه بسته بود از غذا بردن از برای فقط شیعیان فقیر ؟ مگر آنان که علی مسلمانشان می نامید و دفاع از جان و مال ناموسشان را بر خود واجب می دانست همه شیعه ی او بودند ؟ به خدا که ما در خون شیعیانی که بر اثر کینه های ناشی از دشمنی های جاهلانه ی ما ریخته می شود، شریکیم. مگر خداوند متعال در قرآن کریم در مورد مشرکان نفرموده«وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْم‏» ؟ اهل سنت که دیگر موحّدند !

به کجا می رویم ؟ کمی بنگریم و ببینیم که چه کسانی دامن به این تفرقه بین امت اسلام می زنند ؟ در زمانه ای که مسلمانان بی گناه قتل عام می شوند و دشمنان اسلام علنا به هتاکی به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشأن اسلام می پردازند(گاهی فکر می کنم کار ما در قبال مقدسات اهل سنت دست کمی از این کار ندارد) ما هنوز سرگرم حماقت های جاهلانه ی خود هستیم ! امروز دشمنان اسلام علنا شمشیر اسلام ستیزی را از رو بسته اند. تمام همّشان نابودی اسلام است و در این راه شیعه و سنی برایشان هیچ اهمیتی ندارد. ما چه کرده ایم برای حفظ و اعتلای قرآن ؟ جز اینکه با عَلَم کردن چند شبنامه و سایت و مجلس سخیف و هتاکی و سبّ دیگران تیشه به ریشه ی اسلام و قرآن و اهل بیت می زنیم و تماماً در جهت اهداف ستیزه جویانه دشمنان قدم بر می داریم ؟!

خوب است بدانیم نظر پیشوایان ما در این باره چیست:

کتاب تهذیب ج1 ص 262 و همچنین وسائل الشیعه ج5 ص382، از ابی علی نقل می کند: “به امام صادق(علیه السّلام) عرض کردم: ما امام جماعتی داریم که با رأی ما مخالف است و با همه یاران ما عداوت می ورزد. امام فرمودند: ترا با سخن او چه کار است. سوگند به خدا اگر راست می گویی سزاوار آن است که تو زود تر از وی به مسجد وارد و دیرتر خارج شوی. امام افزودند: با مردم خوش اخلاق باش و سخن نیکو بگو.”

همچنین هر دو کتاب فوق به ترتیب در صفحات 332 و 381 نوشته اند که: امام صادق(ع) به یکی از یاران خویش به نام اسحاق فرمودند: آیا در مسجد با غیر هم مذهبان خویش نماز می گزاری؟ پاسخ داد آری و حضرت برای تشویق وی فرمودند با آنان نماز بگزار زیرا کسی که در صف اول نماز جماعت ایشان شرکت می کند مانند کسی است که در راه خدا شمشیر می زند. و باز وسائل الشیعه به همان آدرس و من لا یحضره الفقیه جلد 1 صفحه ی 127 و المجالس صفحه ی 221 از امام صادق(ع) نقل می کنند: کسی که با غیر هم مذهبان خود در صف اول جماعت، نماز بگزارد مانند کسی است که در صف اول پشت سر پیامبر نماز می گزارد.


خدا از سر تقصیرات ما بگذرد.

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره، و الذابّین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لأوامره و الحامین عنه و السابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه.


نوشته شده توسط محمّد علی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 |