تبليغاتX
مسمار


نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه سی ام شهریور 1387 |



روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

آري افطار رطب در رمضان مستحب است ...


نوشته شده توسط محمّد علی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 |
 

 




نوشته شده توسط محمّد علی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 |
نوشته شده توسط محمّد علی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 |
نوشته شده توسط محمّد علی در دوشنبه هفتم مرداد 1387 |
نوشته شده توسط محمّد علی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 |
نوشته شده توسط محمّد علی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 |
نوشته شده توسط محمّد علی در سه شنبه ششم فروردین 1387 |

سلام بر امام مظلوم

سلام بر فرزند مظلومان

سلام بر پدر موعود الهی

سلام بر وارث صاحبین قبّه های مخروبه

سلام بر کسی که دشمنانش تاب دیدن قبر او را هم ندارند

و آنانکه داعیه ی دوستی او دارند جز نامی از او نمی شناسند...

و سلام بر وارث یک نسل مظلومیت و پدر مظلوم ترین عالم.

نوشته شده توسط محمّد علی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 |
نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه هجدهم اسفند 1386 |

سلام بر ولی خدا، سلام بر خلیل خدا و بنده ی نجیبش، سلام بر برگزیده ی خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر اسیر الکربات و قتیل العبرات...

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سیدالاوصیاء، شهادت می دهم که تو امین خداوند و فرزند امینش هستی، سعید زیستی و ستوده درگذشتی و درگذشتی در حالیکه فقید و مظلوم و شهید بودی و شهادت می دهم که خداوند وفاکننده است به آنچه وعده کرد تو را و هلاک کننده است هر آنکه تو را خوار کرد و عذاب کننده است هر آنکه تو را کشت و شهادت می دهم که تو به عهد خداوند وفا کردی و مجاهدت کردی در راه او تا اینکه به یقین رسیدی. لعنت کند خداوند آنکس که تو را کشت و لعنت کند آنکه به تو ظلم کرد و لعنت کند امتی که آنرا شنید و راضی شد...

شهادت می دهم که تو از ستون های دین و ارکان مسلمین و پناهگاه مؤمنانی و شهادت می دهم که تو امام نیکوکار و پرهیزکار و پسندیده و پاکیزه و هدایتگر و هدایت شده ای و شهادت میدهم که ائمه ی از نسل تو کلمه ی تقوا و نشانه های هدایت و ریسمان هدایت و حجّت بر اهل دنیایند...

صلوات خداوند بر شما و بر ارواح و اجساد و حاضر و غایب و ظاهر و باطن شما.


(التماس دعا-فرازی از زیارت اربعین)

نوشته شده توسط محمّد علی در پنجشنبه نهم اسفند 1386 |

این ایام که میشه شاهد یه چیزای عجیب و غریبی تو مغازه ها و خیابون های شهرمون هستیم. خانوم هایی با چهره ای نامتناسب با فرهنگ اسلامی-ایرانی تو بازارها و مغازه ها در حال پرسه زدن بدون قصد خرید و فقط به قصد نمایش دادن و فهموندن چیزی، مغازه هایی که متناسب با اجناسی که میفروشن نوع قلب قرمز آن را با کاغذ کادوی قرمز را ارائه می کنند و نوشته های بزرگ "فروش ویژه ی ولنتاین !" و ملت غافلی که ناخواسته چیزی که از آن خود نیست را تبلیغ می کنند.

 

ای وای که چه شرم آور است ملتی با تمدن ملی و مذهبی چند هزار ساله می شوند پیرو رسومی که ریشه در ناتمدن بی ریشه ی قرون وسطایی دارد !

 

این مرضی است که ما دچار آن شده ایم و آن اینکه گروهی وحشی که با غارت کردن سرمایه های ملی دیگر ملت ها از بعد از قرون وسطی تا به امروز سر و صدایی برای خود به پا کردند را مظهر تمدن و پیشرفت می دانیم ! وقت این نرسیده که فقط کمی فکر کنیم ؟!

نوشته شده توسط محمّد علی در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 |
سلام بر حسين كه جانش را تقديم نمود ، سلام بر آن كسى كه در نهان و آشكار خدا را اطاعت نمود ، سلام بر آن كسى كه خداوند شفا را در خاكِ قبرِ او قرار داد ، سلام بر آن كسى كه (محلِّ) اجابتِ دعا در زيرِ بارگاه اوست ، سلام بر آن كسى كه امامان از نسل اويند ، سلام بر فرزندِ خاتم پيامبران ، سلام بر فرزند سرور جانشينان ، سلام بر فرزند فاطمه زهراء ، سلام بر فرزند خديجه كبرى ، سلام بر فرزند سدرة المنتهى ، سلام بر فرزند جنّة المأوى ، سلام بر فرزند زمزم و صفا ، سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنكه (حُرمَتِ) خيمه گاهش دريده شد ، سلام بر پنجمينِ اصحابِ كساء ، سلام بر غريبِ غريبان، سلام بر شهيدِ شهيدان ، سلام بر مقتولِ دشمنان ، سلام بر ساكنِ كربلاء ، سلام بر آن كسى كه فرشتگانِ آسمان بر او گريستند ، سلام بر آن كسى كه خاندانش پاك و مطهّرند ، سلام بر پيشواى دين ، سلام بر آن جايگاههاى براهين و حُجَجِ الهى ، درود بر آن پيشوايانِ سَروَر، سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده، سلام بر آن لب هاى خشكيده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ، سـلام بر آن ارواحِ (از كالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـريان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحيف ، سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)، سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانيان،سلام برتو (اى حسين بن على) و بر پدرانِ پاك و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهيدت، سلام بر تو و بر خاندانِ يارى دهنده ات (به دين الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن كشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اكبر، سلام بر آن شير خوارِ كوچـك، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى كه نزديك (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاك افتادگان در بيابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خويش براى خدا) و شكيبا، سلام بر آن مظلومِ بى ياور، سلام بر آن جاى گرفته در خاكِ پاك، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن كسى كه ربّ جليل او را پاك و مطهّر گردانيد، سلام بر آن كسى كه جبرئيل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن كسى كه ميكائيل در گهواره با او تكلّم مى نمود، سلام بر آن كسى كه عهد و پيمانش شكسته شد، سلام بر آن كسى كه پرده حُرمَتش دريده شد، سلام برآن كسى كه خونش به ظلم ريخته شد، سلام برآنكه با خونِ زخم هايش شست و شو داده شد، سلام بر آنكه از جام هاى نيزه ها جرعه نوشيد، سلام بر آن مظلومى كه خونش مباح گرديد، سلام بر آنكه در ملأ عام سرش بريده شد، سلام بر آنكه اهل قريه ها دفنش نمودند، سلام بر آنكه شاهرَگش بريده شد، سلام بر آن مدافعِ بى ياور، سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاك آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، سلام برآن سرِ بالاى نيزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عريانى كه در بيابان ها(ىِ كربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى كه بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى كِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع كرده اند ...
نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه بیست و نهم دی 1386 |
برای مشاهده روی ادامه ی متن کلیک کنید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه بیست و نهم دی 1386 |

قصه ی عشق قصه ی غریبی است. قصه ی عاشق و معشوق، قصه ی وصل به معشوق. و عجب طریقی دارد این وصل که در بیابان بلا  مال و همسر و فرزندان و عزیزان را قربانی کنی در راه او و خود را فنا کنی که نامی جز نام معشوق نباشد.

و عاشورا... عاشورا روز عاشقی است و کربلا میدان آزمودن عشاق. روزی که تمام هستی عاشقند. تیرها میبوسند هر آنچه بوی معشوق دارد و تا ابد بوسه میزنند بر مشک و چشم و سینه و گلو. خارهای بیابان هم به پای عشاق افتاده اند و تازیانه هایی که عاشقانه خود را بر بدن ها می افکنند. خیمه هایی که برابر چشمان معشوق می سوزند تا فنا شوند و زمینی دلخون و آهن که بر بدن های نحیف حقیر است گرچه بزرگ. و بدن هایی پاره پاره برابر معشوق که آیا راضی شدی از ما ؟

و بوسه ی خنجر بر حنجر ...

و بدن قطعه قطعه ای که به سوی معشوق عرضه می شود که " بپذیر از ما این قربانی کوچک را ! "

و عاشورا... عاشورا روز عاشقی است و کربلا میدان آزمودن عشاق. و کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ...

نوشته شده توسط محمّد علی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 |